ابو القاسم راز شيرازى

403

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

به اين مفاسد نباشد . و همچنين چه بسيار عطا كننده‌اى است كه عطاى آن ، مورث غضب الهى گردد ، مثل عطا كردن به اهل ظلم و فساد و معاصى ، كه عطا كردن به آنها باعث تقويت بر ظلم و فساد و معصيت است كه موجب غضب الهى است ، كه : وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ « 15 » . بعد از آن مىفرمايد : نيست شأن و رتبه در گرفتن و دادن ، و ليكن نجات ، در تقوى است در هر دو حال ، و تمسّك جستن به حبل ورع ، كه : إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ « 16 » و : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ « 17 » ؛ زيرا كه دنيا را قابليّتى نيست كه در گرفتن و دادن آن ، ثمرى معتدّ به مترتّب گردد ، بلكه ثمر در حسن عقيدت به حقّ تعالى و امتثال اوامر و نواهى او و تقوى و ورع در طريق اوست ؛ زيرا كه بعضى از اصحاب حضرت رسول ص در حين استماع موعظه و فوائد صدقه ، زياده از يك خرما نداشت ، آن را فورا با كمال صدق و يقين و شرم و انفعال تصدّق نمود ، آيهء صدقه دربارهء او فورا نزول نمود ، هر قدر حضرت رسول اصرار فرمود كه كيست كه در اين مجلس تصدّقى در راه حقّ تعالى داده كه اين آيه دربارهء او وارد گرديد ، آن شخص به سبب قلّت صدقهء خود ، جرأت اظهار نداشت و گمان مىكرد كه شايد كسى ديگر صدقهء شايسته در راه خدا داده باشد ، تا بعد از اصرار حضرت به آنكه هرچه داده‌ايد بگوييد و شرم نكنيد ، آن شخص كيفيّت را عرض نمود ، حضرت فرمود : اين آيه دربارهء تو نازل شده است . و بعضى ديگر از حضّار ، در مجلسى ديگر در خدمت حضرت ، اظهار صدقات

--> ( 15 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 284 رجوع شود . ( 16 ) - به صفحهء قبل رجوع شود . ( 17 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 271 رجوع شود .